
این منم در آینه یا تویی برابرم
برچسب:
نویسنده: حمید نعمتی
عزم آن دارم که امشب مست مست
پای کوبان باده ی دُردی بدست
سر ببازار قلندرها نهم
پس به یک ساعت ببازم هر چه هست
تا کی از تزویر باشم خود نمای
تا کی از پندار باشم خود پرست؟
پرده پندار می باید درید
توبه زهّاد می باید شکست
وقت آن آمد که دستی بر زنم
چند خواهم بودن آخر پای بست
پ.ن:
خسته ام
خدایا رحمی ...
برچسب:
نویسنده: حمید نعمتی
سلام
خواستم بنویسم خیلی وقته نبودم
دیدم مطلب قراره تکراری بشه
چون هی من نیستم و هی زمان داره جلو میره
و باز هی من نیستم ...
بعد از سال ها سر زدم
یاد خاطرات گذشته و تلخی و شیرینی هاش دوباره زنده شد
خاطرات زیبایی برام مرور شد
اردوهای راهیان نور
حج عمره دانشجویی
تشکیل خانواده و عبور از مجردی
سربازی در دوران نامزدی
و
و
و
الان که دارم به خودم نگاه میکنم
دو تا فسقلی پر شور و حرارت به زندگی مون اضافه شد
برچسب:
نویسنده: حمید نعمتی
و شاید دیروز اکثر «هایی که برای دیدن فیلم آمده بودند اصلا متوجه نشدند که فیلم چه گفت ؟
و از طرفی شاید من نفهمیدم !! ...
چون وقت خروج از سالن، آنها لبهای خندانی داشتند؛ دوستم چشمانی نم دار و من ...
...
چقدر دیر به دیر به زیارت شهدا می روم
وا اسفا !!!
برچسب:
نویسنده: حمید نعمتی
برچسب:
نویسنده: حمید نعمتی
در شهر
از عروس کِشان هاے ِ آن چنانے،
خبرے نیست؛
محرم شده،
انگار...!
برچسب:
نویسنده: حمید نعمتی
برچسب:
نویسنده: حمید نعمتی
باشد که قبول افتد
یا حق
برچسب:
نویسنده: حمید نعمتی



برچسب:
نویسنده: حمید نعمتی





برچسب:
نویسنده: حمید نعمتی



برچسب:
نویسنده: حمید نعمتی
موندم
دوست ندارم پاک کنم
چون آرشیو نوشته ها بهم میخوره
حداقل میتونم بگم اون تاریخ ها اومدم به وبلاگ سر زدم و چیزی نوشتم
برچسب:
نویسنده: حمید نعمتی